تبليغاتX
" دل خوشی " - مقالات
کاروانسراها و مجموعه های بین راهی
 

1- کاروانسراها


نیاز انسان به سرپناه و مامن، نه تنها در سراگاه، بلکه در سفرهایی که با هدف رفع نیازهای ارتباطی، اقتصادی و نظامی یا رشد و توسعه تجاری، فرهنگی و گردشگری و سیاحت انجام می شده  است، از دوران باستان در کشورهای شرقی خصوصا ایران مورد توجه بوده است. آثار و مظاهری از این گونه بناها و استراحتگاه های بین راهی، تحت عناوین کاروانسرا، رباط، کاربات و ... با کاربری های متعدد را در گوشه و کنار ایران می توان دید که از جمله شاهکارهای معماری و هنری عصر خود و یا در زمان رونق جاده ابریشم به  شمار می روند؛ و این در حالی است که در جوامع اروپایی و یا امریکایی با این رویداد به صورت ابتدایی برخورد شده و قرن های متمادی کاروانیان شب هنگام دایره وار دور هم جمع می شدند و جهت امنیت بیشتر از تهاجم ها، حصاری از دلیجان ها و سپس چهارپایان به دور خود می کشیدند.
اقامتگاه های بین راهی علاوه بر ارزش سکونتی و هنری، از دیدگاه مسایل اجتماعی و فرهنگی نیز حایز اهمیت می باشند. کاروانسراها در طول زمان و بر حسب نیازهای محیطی و ضرورت اجتماعی شان موقعیتی فراتر از یک توقفگاه یا منزلگاه یافته اند و به محلی برای تعامل و تعاطی اندیشه ها، تبادل و تقابل آداب و رسوم اقوام و ملل مختلف مبدل شده که بی شک ارتباطات و تلاقی افکار و اندیشه ها و اقوام گوناگون تاثیر شگرفی بر زندگی مردم ایران زمین داشته  است.
به دیگر سخن کاروانسراها به مثابه شهر و یا قصبه ای کوچک علاوه بر تامین نیازهای اقامتی و امنیتی رهگذران با ارایه خدماتی نظیر نانوایی، آسیاب، مسجد و دکانی جهت خرید و فروش کالاهای کاروانی کلیه نیازهای مخاطبان (مسافران و چارپایان) را فراهم می نموده اند. اما متاسفانه با گذشت دوران این مجموعه ها کاربری خود را از دست داده و به مخروبه هایی فراموش شده میدل گشته اند، نظیر کاروانسراهای دیرگچین در جنوب تهران و کاروانسرای مهیار در جاده اصفهان - شیراز.

کاروانسرای دیرگچین

کاروانسرای مهیار

2- مجموعه های بین راهی


در عصر حاضر نیز نیاز به سرپناه و مامن در سفر همچون گذشته از جمله دغدغه های مسافران محسوب می شود. و با منسوخ شدن کاروانسراها و عدم تامین نیاز مخاطبان از طریق جایگاه های سوخت رسانی، مجموعه های بین راهی جایگزین مناسبی جهت ارایه خدمات در مبحث توریسم و سفرهای جاده ای است. به طور کلی مجموعه بین راهی به تسهیلات عمومی نزدیک بزرگراه ها یا آزاد راه ها اتلاق می شود که شامل رستوران، جایگاه سوخت گیری و محل توقف، جهت ارایه خدمات به رانندگان و مسافرین می باشد. اما این مجموعه ها در روند توسعه خود جایگاهی فراتر یافته و به مجموعه هایی چند منظوره با هدف توسعه صنعت توریسم مبدل شده اند. تجمیع کاربری هایی همچون رستوران، جایگاه سوخت گیری، محل توقف، پارکینگ، کمپ و هتل، زمین های ورزشی و بازی، فضاهای تجاری و فروشگاهی، اداری، تیرپارک ها و ... مجموعه ای کامل و جامع را جهت جذب گردشگران داخلی و خارجی فراهم می نماید، که گستره وسیعی از بعد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
 

   

    


منابع:
1 کیانی محمد یوسف "معماری ایران دوره اسلامی " سمت 1383
2 آیوازیان سیمون "روند شکل گیری کاروانسراهای برون شهری" کنگره تاریخ معماری و شهرسازی
3 www.wikipedia.org
4 www.aftab.ir & آرک نویز

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

گلچین تیر ماه ۱۳۸۷

در این ماه دو پست نوشتم که هردوشون برام تازه است و تا ابد ماندگار خواهد بود...

۱. چرا معماری امروز ما دیگر سرمشقی برای معماری روز دنیا نیست؟ : ... معماری ای که با اتکا به فرهنگ خودی ظهور می کند معماری ای خودی است که به گذشته احترام می گذارد و از سنت های ان درس می گیرد اما در حسرت گذشته باقی نمی ماند. سنت رسم یا عادت نیست. شیوه ای متداول و مقطعی در یک دوره ی گذرا نیست. سنت اندیشه ای هدایت کننده و حاکم بر جامعه ی متعارف است. در حقیقت فنون و هنر ها یکی از مهمترین و بلافصل ترین عرصه های ظهور و تجلی سنت است.

۲. بحران هویت و عدم بهره گیری از الگوهای کهن در معماری معاصر ایران : معمار باید ابتدا از کشور خویش الهام گیرد. الهام از کشور خویش بدون عشق و شناخت به وجود نمی اید. ... معماری ایرانی انقدر الگو دارد که در هر بنایی با توجه به منطقه و مکان قرار گیری و زمان ساخت اثر و نیاز های کارکردی بنا از الگوهای پایدار و ارزشمند خود بیان جدیدی به وجود اورد که بهره گیری از انها زبان و بیان معماری ایرانی را تشکیل دهد. معماری روز ما باید هنری باشد که دارای هویت خاصی است که نه مثل گذشته است و نه تقلیدی از مشخصه های دیگران...

 

ودر پایان:

زمان هر چیزی را کم‌رنگ می‌کند، اما بی‌رنگ نمی‌کند...« دکتر حامد رجائی »

به همین سادگی..   تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com           

 

ششم تیر 1388
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 13:15 | لینک ثابت
طهران ، شهر فراموش شده
 

نخستين جغرافي داني که يادي از تهران کرده، ياقوت حموي بوده که در مجمع البلدان چنين مي نويسد:«تهران يکي از روستاهاي ري با مردمي سرکش است.آن ها نه تنها از حاکمان آن ديار نافرماني مي کنند، بلکه همواره با خودشان درگير هستند، تا اندازه اي که ساکنان هيچ کدام از دوازده محله آن قادر به تحمل يکديگر نيستند. اين درگيري ها چنان شديد است که رفت و آمد بين دوازده ناحيه آن غيرممکن است و بدين ترتيب مردم آن مجبورند محل هاي زير زميني شبيه لانه مورچگان براي زندگي بسازند. چپاول و کشتار عمومي مغول ها همراه با درگيري هاي فرقه اي، ري را به سال 1220(1805 ميلادي) ويران کرد و راه براي افزايش جمعيت تهران هموار شد.با روي کار آمدن آق قويونلوها در ري، تهران يکي از مناطق مهم سکونتي شد.»
البته بررسي صحت اين مطلب جاي مطالعه و تحقيق وسيعي دارد ولي مسئله مهم پيشينه کهن تهران است. تهران شهري است که در جنوب کوه هاي البرز و بر روي يک دشت آبرفتي و حاصلخيز واقع شده که رودها و نهرهاي فراواني در آن جاري است ولي چون دسترسي به منابع آبي مشکل بوده، اکثر سکونتگاه ها در دامنه کوه ها بنا شدند و به دليل موقعيت جغرافيايي و آب و هواي متفاوت در دو بخش شمالي و جنوبي، تهران به دو ناحيه ييلاقي و قشلاقي منفک شد. البته به طور کلي به دليل بافت فلات ايران، تهران زمستان هاي سرد، تابستان هاي گرم، بهار و پاييز کوتاه و معتدل دارد.
آن چه از بررسي ها برمي آيد، قديمي ترين محل سکونتي که در نزديکي تهران وافع شده بود چشمه علي نام داشت و بعد از آن ري. از عواملي که باعث رسميت تهران شد و رشد آن را در پي داشت نزديکي آن به ري بوده که به مرور زمان و با گسترش تهران، ري سير نزولي پيدا کرد و جاي خود را به تهران داد. در اواسط قرن ششم جمعيت ري به بيش از يک ميليو نفر رسيد و چون در مسير جاده ابريشم قرار داشت مهم ترين مرکز تجاري و بازرگاني به شمار مي رفت. در آن زمان ري شامل بالغ بر 300 روستا بود که تهران وسيع ترين آن محسوب مي شد و بعد از آن به دليل گسترش کشاورزي و نوع آب و هوا به شهري مهم تبديل شد.
در ابتدا در زمان شاه طهماسب اول و به دستور او ارگي ساخته شد و تمام شهر را محصور کردند و به علت گسترش تجارت در تهران دستور ساخت بازار را نيز داد و بدين ترتيب تهران موقعيت شهري پيدا کرد و از يک روستا با جمعيت 4000 نفري به شهري روبه رشد تبديل شد. پس از آن به دستور شاه عباس اول جاده اصلي تهران ساخته و در زمان حاکميت کريم خان اين شهر به مقر نظامي تبديل شد و با هدف پايتخت کردن آن ساختمان هاي جديدي را بنا کرد که البته اين امر محقق نشد و شيراز را به پايتختي برگزيد. از اين دوران به بعد تهران پايگاه معماران به نام اصفهان و شيراز گرديد و ساختمان هاي زيبا و جديد ديگري به شهر اضافه شد که وضعيت آن را بهبود بخشيد.
با مرگ کريم خان و ظهور آقامحمد خان و شروع سلسله قاجارها، حکومت ايلاتي ايران تبديل به نظامي متاثر از الگوهاي غربي شد و در زمان ناصرالدين شاه از لحاظ فرهنگي و دانش به موقعيت مطلوبي رسيد و پايتخت شد. در زمان پايتخت شدن طبق گزارشات تنها نيمي از تهران مسکوني بود و بقيه باغات و مزارع بودند و جمعيت آن حدودا 15000 نفر بود. در اين زمان تهران به پنج ناحيه تقسيم شد:-1 ارگ -2 بازار -3 عودلاجان -4 چاله ميدان -5 سنگلج و با ديواره اي پنج ضلعي شهر را محصور کردند.
عودلاجان و چاله ميدان مناطق مسکوني شهر بودند که در قسمت شرقي قرار داشتند. ارگ و بازار، اقامتگاه سلطنتي، مرکز اداري و تجاري بودند که در جنوب قرار داشتند و سنگلج هم نيمي باير و نيمي باغ بود که در غرب قرار داشت. در سال 1190 شهر شش دروازه، 30 مسجد و مدرسه، 300 حمام عمومي و يک ميدان در جنوب ارگ داشت و اغلب خيابان هاي ارگ بدون سنگ فرش بودند. در دوران حکومت ناصرالدين شاه با گسترش تهران، شهر با مشکل کم آبي مواجه شد که به همين خاطر چندين فنات جديد احداث کردند و کانالي از رودخانه کرج تا تهران کشيدند و حصار قديمي را تخريب کردند و خندق ها پر شد و حصاري هشت ضلعي با ارتفاع بيشتر و دوازده دروازه ساخته شد. پس از مدتي شمال شهر مورد توجه قرار گرفت و بلوار ايلچي ها(فردوسي امروز) مسکن اروپايي ها و تهراني هاي متمول شد و سال ها حکم محله اي ممتاز را داشت. در اين ناحيه مراکز خريد جديدي ساخته شد تا تقاضاي کالاهاي خارجي برآورده شود. هم چنين در زمان ناصرالدين شاه ساخت عمارت مشهور شمس العماره، بازسازي کاخ گلستان و ساخت سردر جديد، توسعه فضاي داخلي ارگ، ساخت سالن ملاقات رسمي و کاخ ابيض، ساخت ساختمان هاي جديد در قسمت شمالي و ييلاقي تهران، ساخت کاخ هاي عشرت آباد و سلطنت آباد انجام شد و معماري در تهران رونق گرفت.
در اواخر دوره قاجار، خانه هاي عوام هم چنان به سبک سنتي ساخته مي شد ولي ديگر بناها با تاثيرات معماري و تفکر غربي بنا شدند و شهروندان ثروتمند و داراي پست و مقام ويلاهايي به سبک اروپايي ساختند و بالکن و تراس جايگزين ايوان هاي سنتي شد. البته معماران آن دوره سفري به کشورهاي خارجي نداشتند و هرآن چه در طراحي ها استفاده مي کردند حاصل مراجعه به عکس ها و تصاوير بود که آگاهي چنداني نسبت به آن ها نداشتند.
از ديگر آثار آن دوره مي توان اشاره اي داشت به: سبزه ميدان، تکيه دولت، ميدان توپخانه و بناهاي اطراف آن و ميدان مشق که امروز بخشي از آن تبديل به دانشکده هنر، بخشي وزارت امور خارجه و بخشي هم کتابخانه شده است.
به طور کلي هرچه ار تاريخ کهن ايران شديم و به حال نزديک تر، معماري ايران دستخوش تغييرات زيادي شد و رنگ و بوي آن تغيير کرد به طوري که رفته رفته سنت ها و فرهنگ ما جاي خود را به تفکرات و فرهنگ اروپايي و غربي دادند که به وضوح تاثير آن ها را مي توان در آثار معماري مشاهده کرد. البته آثار ارزشمندي نيز به يادگار مانده که جاي تحسين و تقدير دارند ولي گاه با جهالت و گاه با لجبازي در راه تخريب آن ها قدم برداشتيم و حتي ذره اي از بافت زيبا و سنتي گذشته را حفظ نکرديم مگر از روي اجبار و يا اصرار همشهريان دلسوز. امروز که در شهر قدم مي زنيم ديگر نه از باغات خبري هست و نه از کوچه باغ ها و نه نهرها و قنات ها و مسيل ها و به وفور يافت مي شوند خانه هايي که با گذشت زمان به فراموشي سپرده شدند و ديگر هيچ دلي براي آن نمي تپد.
چه بسيار درختان چنار کهني که پيترو دلا واله- 1 سياح ايتاليايي- با ديدن آن ها تهران را شهري با درختان چنار ناميد و امروز براي برپايي برج هاي سر به فلک کشيده که ديگر روح ايراني در آن ها جريان ندارد، به زمين افکنده شدند. درختاني که اين گونه عظمت آن ها را توصيف کرده: «اگر دو نفر دست هايشان را به دور آن حلقه کنند، دستشان هرگز به هم نمي رسد.»
کمي پايين تر که مي رويم ار آن بناهاي قديمي يا تنها بخشي باقيمانده و يا اثري از آن نيست و ديگر کسي يادي از آن ها نمي کند. مثلا اگر سري به مسجد فخر بزنيم چند قدمي جلوتر خانه فخر قرار دارد که خوشبختانه در حال مرمت است و جاي شکرش باقي ولي روبه روي مسجد با دري چوبي مواجه مي شويم که راه را به کوچه اي باز مي کند که روي تابلوي آن نوشته شده پارک فخر ولي تنها چيزي که مي بينيم خانه هايي است به ابعاد کمي بزرگتر از قوطي کبريت و ساکناني که انگار هيچ گاه به وجود باغي در آن جا فکر نمي کردند چه رسد به اين که آن را حفظ کنند و ديگر کسي به گذشته خود و محل زندگي اش نمي انديشد و همه غرق در تفکرات روزمره و زندگي حال هستند. گويي خاکستري از فراموشي بر شهر پاشيده اند و حتي در ميان مردم يادي از آن باغات و از خانه هاي قديمي سعدي و مولوي و عمارت هاي خاموش نمي شود و انگار در وسعت بخشي به اين شهر عظيم، حتي افزودن يک کوچه هم آن قدر موثر بوده که روي برخي از مسيل ها و قنات ها را پوشانده و تبديل به محلي براي عبور و مرور کرده اند.تهراني که روزي از ديدن آن لذت مي بردند و هواي تازه و پاک ان روح را نوازش مي داد امروز محلي است براي بيماري و افتادن به دام سختي ها و گويي اين است نصيب ما نسل جوان از قسمت روزگار و ثروت اجداديمان که نه رنگي از نشاط دارد و نه بويي از مهر و عاطفه ايراني. تنها افسوسي به جامانده که ديگر دواي هيچ دردي نيست.


کيانا رستمي، دانشجوي کارداني معماري سنتي

منبع : روزنامه آفرینش و
باشگاه مهندسان

هفدهم اسفند 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 15:39 | لینک ثابت
حفاظت پایدار از میراث تاریخی

 

بناهای تاریخی ذاتاً پایدارند. حفاظت عمراستفاده از مصالح موجود و زیرساختی راافزایش می دهد و اتلاف انرژی را کاهش می دهد درضمن سیمای قدیمی شهرک ها وشهرها را حفظ می کند.
ساختمان موجود توانایی نگهداری30% انرژی ذخیره شده و عملکرد برای حیات سالم را دارد و پایداری با حفاظت شروع می شود. بناهای تاریخی بطور سنتی با ابعاد مختلف پایداری طراحی می شده است که در مقابل محوطه و اقلیم عکس العمل نشان می دهد.  چند مورد از آن موارد در این مقاله مورد بررسی اجمالی قرارگرفته اند.


محوطه های پایدار

کاهش گرمای جزیره ای
پیش از سده های میانی قرن بیستم، اغلب نواحی که به پارک تبدیل شدند پوشش قبلیشان از درخت وشن بوده تا مشکلات ناشی از گل ولای را کاهش دهند، ونوع خاصی از آجرفرش سفید متخلخل کم ارزش مانند آجرفرش بنایی کاهش تاثیرات گرمای جزیره ای و خلق ارزش افزوده جهت کنترل جریان طوفان های توام با آب را شامل می شد. جایی که عملکرد آبهای جاری نیاز به فراهم کردن سد نفوذ ناپذیردرمقابل آب درزیر پوشش قبلی دارند جهت هدایت جریان آب به دستگاه تجزیه آب از روغن و یا یک دستگاه عامل متصل می شوند.

عرضه وتولید آب


احیاء مصرف آب

بر طبق مدارک تاریخی، حفاظت از آب بخشی از زندگی گذشتکان بود. آب باران در آب انبارها جمع و قابلیت استفاده مجدد میافت.بازیافت مجدد آب های آلوده، به روش مدرن اقتباسی از روشهای حفاظتی سنتی آب است.تشخص آبریزهای کم ارزش جاری یا توجه به انتخاب های مشابه فن آوری تاریخی .


انرژی واتمسفر

نمایش حداقل انرژی
• طرز کار پشت پنجره های تاریخی می تواند اعم گرمای به دست آمده را کاهش دهد.در ماههای گرم بستن پشت پنجره ها در صبح و گشودنشان هنگام غروب گرمای بدست آمده در طول روز را کنترل می کند.در ماههای سرد، برعکس عمل کردن روش فوق گرمای اتلاف شده راکاهش می دهد.این امر به طور خاص زمانی موثر است که ساختمان قابلیت حفظ دمای حجمی را داشته باشد.
• ساباطها، متناسب با مکان تاریخیشان،مفیدند، وبا میزان تابش فصلی خورشید کار میکنند.ساباط ها به طور شایسته ای طراحی شده اند به گونه ای که می توانند گرمای به دست آمده تا 65% ویابیشترکاهش دهند.
• در آب وهوای گرم، ساخت طاق نماهای عمیق جهت فراهم ساختن سایه در مدت گرمترین بخش روز در حالیکه اجازه ورود نور آفتاب را در طول روزهای سردوبخش سرد روزرامی دهند.طاق نماها همچنین زهکشی پشت بام ها را از شالوده ساختمان جدا نگه می دارد، حتی از ناودان و آب روها بی نیاز می کند.
• پایدار کردن بازشوها در طول فصل های معتدل نیاز به گرم وسرد کردن را کاهش می دهد.آموزش دادن ساکنین در استفاده از پنجره ها موثر است.دریچه بالایی پنجره هارا باز کرده و اجازه دهیدهوای گرم از بالا خارج شود.دریچه تحتانی پنجره را باز کنید تا جابجایی هوای سرد و گرم انجام پذیرد.این امر امکان اجرایی شدن در قاب بالایی دروپنجره های تاریخی را دارد وتهویه رادروضعیت مطلوب ممکن می سازد.اگرچه، قوانین انتشار حریق اجازه استفاده از دریچه های بالای پنجره هارا به صورت فوق نمی دهند زیرا منجر به شیوع حریق ویا دود ناشی از آن ازجایی به جای دیگر خواهد شد.
• دوپوش کردن سقف ها ی بلند باعث حفظ گردش هوا در داخل ساختمان می شود.



منبع:
WBDG Sustainable Historic Preservation website

چهاردهم اسفند 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 21:23 | لینک ثابت
بازار ( BAZAR )

 

بارزترین نماد زندگی شهری و سکونت در زیست بوم های بزرگ ایران زمین، بازار است. بازار به مثابه ستون فقرات شهرهای ایرانی دانسته می شود که نبض حیات اقتصادی، اجتماعی (برگزاری جشن های ملی و مذهبی) و فرهنگی شهر را در خود جای داده و دروازه  های اصلی شهر را به یکدیگر متصل ساخته است؛ بدین ترتیب که بازارهای اصلی و دایمی در امتداد اصلی ترین محور شهری جای می گرفته و از دروازه شهر آغاز گشته و به مرکز شهر ختم می شده است.


بازار بیانگر هویت مکانی اجتماعی است که؛ علاوه بر آمد و شدهای آزادانه بر داد و ستد در زمینه های مختلف دلالت دارد. به دیگر سخن به دلیل هندسه خاص بازار و تعبیه عملکردهای متعدد در این مجموعه علاوه بر تامین خواسته ها و ملزومات بازرگانان، مبادلات فرهنگی اقوام و ملل مختلف، به عنوان عملکردی اجتماعی در این فضا و مکان نمود یافت است.
از چنین دریچه نگرشی بازار ایرانی؛ کلان فضای تبادل و تقابل فرهنگ ها به شمار می رود.
بازار از یاخته های خرد تجاری تشکیل یافته است که توسط فضاهایی سرپوشیده به یکدیگر وصل می شوند. اما در ورای آن، در برگیرنده عباراتی همچون؛ قدرت، اعتبار، سرنوشت، حرکت و حکومت می باشد. بنابراین هر حرکت و جنبش عظیمی در حیطه سیاسی و اجتماعی و در پی آن اصلاحات ساختاری در اساس حکومت از درون این مکان اجتماعی، تجاری نشات گرفته است.

 


به طور کلی بازار از 3 فضای اصلی تشکیل یافته است:
1- فضایی کاربردی برای فعالیت های تولیدی، بازرگانی و خدماتی (واحدهای خرد تجاری)
2- فضاهای عبوری برای مرتبط ساختن و همچنین مجزا نمودن واحدهای خدماتی، تولیدی و بازرگانی (فضایی برای گذر مشتریان)
3- مکان هایی برای گردهمایی مردمان در لابه لای فضاهای متعدد بازار که به صورت سرباز، سرپوشیده و نیمه سرپوشیده هستند. (لازم به ذکر است در مجموعه های تجاری و مراکز خرید در دنیای مدرن خصوصا در ایران این فضا به دست فراموشی سپرده شده است و یا کمتر به آن پرداخته می شود، هرچند که گهگاه جانمایی مکانی تحت عنوان کافی شاپ و یا قراردادن چند نیمکت و صندلی در داخل و یا ورودی مجموعه های احداث شده هیچگاه تداعی کننده این مفهوم نخواهد بود.)
از جمله خصوصیات کارکردی بازارهای سرپوشیده و دایمی فراهم نمودن مکانی مطلوب برای صاحبان اصناف و خریداران (کاربران) به جهت بهره گیری از عناصر معماری (محیطی خنک و مناسب برای تابستان های گرم و فضایی گرم و مطلوب در مواجه با زمستان های سرد) می باشد.

از نگاهی دیگر بازار شامل عناصر متعددی می باشد که عبارتند از:
1- راسته (اصلی ترین شریان بازار)
2- رسته (شریان فرعی)
3- دالان
4- سرا یا خان
5- تیم یا تیمچه
6- خانبار یا انبار
بهره گیری از چنین عناصرکارکردی و فضایی تاثیر به سزایی در ارایه خدمات از سوی اصناف و همچنین خلق محیطی پاسخده را در جهت جلب رضایت کاربران در پی دارد، به عنوان مثال در بازارهای سنتی ایران زمین هر راسته مختص یک صنف از اصناف متعدد بازار است و امکان مقایسه محصولی خاص تحت کیفیت و قیمت متفاوت را ایجاد می نماید.
بازارهای ایرانی با ویژگی های منحصر به فرد خود به عنوان یکی از بناها و فضاهای تاریخی در سراسر دنیا شناخته شده است.

لازم به ذکر است که؛ بازارهای سنتی ایران همیشه در کنار مجموعه ها و شریان های شهری و روستایی و همجوار با کاربری های عمومی نظیر گرمابه، مسجد، مدرسه و ... بنا می شده است، به عبارت دیگر بازار با سایر فضاهای شهری داری ارتباط ارگانیک و منسجم بوده است اما در پی وقوع نهضت ها و جنبش های مردمی و سیاسی همچون رنسانس و انقلاب صنعتی که بی تردید تاثیر به سزایی در معماری و شیوه جانمایی فضاها و کارکردهای شهری داشته است، ورود عنصری تحت عنوان خیابان و دسترسی سواره، تغییرات بنیادی در الگوی سکونتی و شهرنشینی به وجود آورده و به تدریج ارتباط این فضای اجتماعی با سایر کارکردها و فضاهای شهری گسیخته شده است.



منابع:
1 «شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب»، فلامکی محمدمنصور؛ نویسنده، موسسه علمی و فرهنگی فضا، 1371
2 «پل بازارهای تبریز»، فخاری تهرانی فرهاد؛نویسنده،کنگره طرح احیای ربع رشیدی و فرهنگ و تمدن ایران عصر ایلخانی
3 « بازار ایرانی؛ کلان فضای تبادل و تقابل فرهنگ ها»، کبیر صابر محمد باقر؛ نویسنده، همایش بین المللی رویکرد فرهنگی به جغرافیا؛ جغرافیا بستری برای گفتگوی تمدن ها

بیست و سوم بهمن 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 17:5 | لینک ثابت
نمای ساختمانها متعلق به کیست؟

 

:: فرشید فرهمند

اگر در مسیر رفت و آمد روزانه خود به محل کارمان تصمیم بگیریم فقط به نمای ساختمان‌های موجود و یا در حال ساخت بدنه خیابان‌ها توجه بیشتری کنیم یک سوال اساسی به ذهن متبادرمی شود: نمای ساختمانها متعلق به کیست؟
کشور ایران که یکی از کهن ترین تمدنهای بشری را دارا است، از دیرباز مورد توجه جهانگردان داخلی و خارجی قرار داشته و علاوه بر صنایع دستی فراوان، بناها و ساختمان‌هایی با معماری چشمگیر و عظیم را در خود جای داده است که سبک‌های زیبای معماری را به جهانیان عرضه کرده است؛ از ارگ بم، زیگورات چغازنبیل، تخت جمشید، پاسارگاد، طاق کسری و... گرفته، تا میدان نقش جهان، سی و سه پل و منارجنبان، مسجد جامع یزد، میدان امیر چخماق، محله فهادان و همچنین باغ فین و خانه بروجردی ها و گنبد سلطانیه و... تا برسیم به میدان حسن آباد و مسجد امام و میدان بهارستان و...، تا به امروز و ساختمان‌هایی نظیر مقابر شعرا در سراسر کشور و ساختمان‌هایی نظیر برج آزادی، ساختمان میراث فرهنگی و موزه هنرهای معاصر و... همگی ریشه در فرهنگ غنی هنر معماری اصیل ایرانی دارد و جای بسی خوشحالی است که تشکیلاتی نظیر سازمان میراث فرهنگی کشور متولی بخشی از این بناهای ارزشمند است که در واقع میراث بجا مانده از نیاکان، در این مرز و بوم هستند. مایه افتخار ماست که امروزه با تکیه بر این پشتوانه فرهنگی و هنری درجوامع دنیا به خود می بالیم. اما در کنار این افتخارات یک سوال دیگر در ذهن مطرح می شود: بناهای امروزین، چگونه مایه مباهات آیندگان خواهد شد؟
شلوغی کلان شهرها و مطرح شدن بحث های اقتصادی و بازار باعث شد تا ساختمان‌ها از نظر تجارت و اقتصاد دارای بهایی گزاف گردند، قطعه بندی‌ها و ایجاد حصارها و تفکیک کردن زمین‌ها، خود حاکی از این مدعاست. در کنار هم قرار گرفتن ساختمان‌ها و چسبیدن آنها به یکدیگر باعث شده ساختمان‌های ما کمتر دارای چهار وجه مشخص بوده، آنچه که از یک بنا به دید و منظر اصلی بدل می شود تنها یک نماست و آن هم در اثر پیوستگی به یک دیوار که در واقع بدنه خیابان‌هاست تبدیل می شود.
با پیشرفت شهرنشینی در کشور، بحثهای طبقاتی شدن ساختمانها مطرح گردید و همین امر باعث شد که در کلان شهرها با واگذاری تراکم های ساختمانی، بناهایی بلند و چندین طبقه حاصل گردد. بدیهی است مشاغل جدیدی در این رابطه حاصل شد که گاهاً از تخصص مربوط منفک بوده اند و رونق این بازار، بسیار جذاب حرف مختلف قرار گرفت. شاید بررسی این موضوع از دو جنبه حائز اهمیت گردد: اول آنکه ساختمانهای قدیمی- که اکثراً بدون ملاحظات سازه ای و بدون داشتن یک پلان کارآی معماری طراحی گردیده بودند- تخریب شده و ساختمانهایی جدید با صرف هزینه های گزاف با مصالح امروزین و مقاوم حاصل گردید که اکثراً از نظر معمار ی و سازه، همچنین تأسیسات مکانیکی و برقی توسط مهندسین همین مملکت طراحی شده اند و در واقع زندگی شهرنشینی با ایجاد این نوع فضاها به سوی کمال رهنمون گردید، اما دوم آنکه وجود این ساختمانها خصوصاً در کنار خیابانهایی اصلی دیگر مقوله ای نیست که بدون برنامه ریزی دقیق و مدون حاصل گردد چراکه اگر به آیندگان خود بیاندیشیم و بدانیم ما نیز می بایست میراثی را برای آنها به یادگار بگزاریم، وظیفه سنگینی را به دوش خود حس خواهیم نمود. در این میان اگر نخواهیم بحث را مفصلاً وارد اصول شهرسازی کنیم و سعی نماییم کمی راحت تربحث را ادامه دهیم و فقط در این مقوله به بحث نماهای ساختمانها بپردازیم، باید اذعان داشت که در واقع نمای ساختمانها متعلق به مالکین آنها نیست! بلکه بخش عمده ای از بدنه خیابانهاست که آنهم متعلق به مردم است و حق مسلم هر شهروند است که در گذر از این خیابانها نماهایی زیبا، اصیل و برگرفته از فرهنگ و هنر کهن خود را ببیند اما چه تعهد و تقیدی برای طراحان و مجریان این ساختمانها وجود دارد؟ آیا هنگام طراحی و اجراء به حق مسلم شهروندان اندیشیده می شود؟ یا تنها سلایق شخصی معماران و در واقع کارفرمایان که در بسیاری از موارد متخصص این فن نیستند و ملاحظات فراوانی را نظیر بحثهای اقتصادی و تنها جذابیت بازار را در نظر می گیرند مطرح است؟ در این میان این احقاق حق چگونه باید صورت پذیرد؟ آیا نباید شهرداری کلان شهرها که سازمانهایی نظیر زیبا سازی و . . . را تحت نام خود رهبری می کنند، مقوله زیبا شناسی نماهای ساختمانها را بطور جدی پیگیری کنند؟ و آيا نبايست معماران هنرمند و صاحب سليقه كه در پروژه هاي بزرگ اين مملكت صاحب نظر و مطرح بوده و بسياري از اين پروژه ها را هدايت نموده اند، به ياري طلبيده شده و در اين امر اظهار نظر كنند؟


نگارنده معتقد است همانگونه که شهرداری ها بار سنگین بررسی و تصویب طرحهای معماری، سازه و تأسیسات مکانیکی و برقی ساختمانها را بدوش می کشند، و در بخشهاي مختلف معماري و شهرسازي، زيباسازي و . . . فعاليت دارند، بخشی فعال را راه اندازی نموده که در آن موضوع منطق پلانها و سیرکولاسیون طبقات را با دقت بررسی کرده و بدین ترتیب پا فراتر از قوانین امروزی شهرداری ها در خصوص ساخت و سازها گذاشته و تنها به رعایت بر و کف و مساحت نورگیر و پیش آمدگی ها و . . . نپردازند پس از آن می بایست از متقاضیان، خصوصاً مالکین ساختمانهایی که در بدنه خیابانهای اصلی واقع شده اند طرحهای سه بعدی نمای ساختمان را خواستار گردند و پس از بررسی در یک هیئت کارشناسی (که می تواند مرکب از معماران و طراحان و هنرمندان بنام این مملکت باشد) و انطباق آن با محیط اطراف مجوز ساخت را صادر نمایند و بدیهی است ناظرین می بایست مجریان را ملزم به اجراء نمای ساختمان مطابق طرح تصویبی گردانند. بدين ترتيب علاوه بر اينكه هر يك از ساختمانها (حداقل ساختمانهايي كه در جوار خيابانهاي اصلي هستند) داراي هويت معماري ناب خواهند شد، بهره برداران آنها نيز استفاده بهينه اي از اين فضاها خواهند نمود و از آن گذشته سلائق نه چندان ريشه دار موجود در ساختمانها کنوني بصورتي مدون، با برنامه و در عين حال زيبا و ماندگار ميگردند. همين امر علاوه بر رونق بازار ساخت و ساز و ايجاد يك رقابت سالم، توليدكنندگان مصالح ساختماني را به سمت هر چه بهتر نمودن، متنوع ساختن و مطمئن كردن كالاي خود رهنمون مي سازد. در ديدگاه آينده بخشي از دين خود را به آيندگان ادا نموده و مايه مباهات آنان خواهيم شد. اميد است نسل آينده نيز ميراث گرانقدر خود را حفظ كرده و براي نسل ها ي بعد از خود به يادگار بگذارند . 

نهم آبان 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 0:25 | لینک ثابت
بحث ازاد

 

چند سالی است که با معضل تغییر چهره ی شهر و استفاده ی بی رویه از مصالح مختلف مواجه هستیم.شهر هایی که ما در انها زندگی می کنیم دست خوش تغییرات بسیار زیادی شده که با خود پیامد های بسیاری را به همراه داشته است.از خانه هایی که در انها گذر عمر خود را شاهدیم تا فروشگاهها ،سازمانها، ادارات دولتی، بانک ها و.... ایا هرگز یاد داریدروزی را که برای ساختن یک مجتمع فرهنگی یا هر بنای عمومی دیگری از شما که صاحبان اصلی ان بنا ها  هستید نظری پرسیده شود؟ ایا هرگز در انتخاب بهترین فرم و بهترین نما ی ارایه شده برای ساختمان شهرداری یا سینما یا کتابخانه ی شهر خود مشارکت داشته اید؟ ایا حاضر هستید هنگام عبور از کنار یکی از ساختمانهای عمومی شهر خود ، سرتان را بالا بگیرید و با افتخار بگویید که این ساختمان متعلق به شهر من است؟......

 

چشم ما عادت به دیدن بهترین ها داشت اما امروز هر چه را که می سازند به نا چار باید دید! در ساخت چهره ی شهر هرگز سلیقه ی عمو می مد نظر نیست این ها که می بینید همان مد روز یا بهتر بگویم که "سلیقه ی بازار" است که بدون خواست مردم تبدیل به یک ارزش شده و در یک اثر معماری نمود پیدا کرده و روی عموم بنا ها اثر گذاشته است و حالا چهره ی شهر مارا ساخته است . این سلیقه هرگز به نسبت مساوی بین معمار، کارفرما و عموم جامعه گردش نمی کند. در زمینه ی معماری مسکونی تقریبا با سلیقه ی مردم روبه رو هستیم اما در بخش غیر مسکونی چون بازگشت سرمایه ی ان به نحو دیگری است سلیقه ی معمار و کارفرما مد نظر است. مردم و جامعه باید همواره از معمار و کارفرما بهترین چیزها را بخواهند نباید بنایی عمومی در شهر ساخته شود که مردم در گزینش ان به عنوان جزیی از خانواده ی شهر خود دخالت نداشته اند.

ساختمان هایی که در شهرها متولد می شوند باید " احساس تعلق " به همان سرزمین را در بازدید کنندگان خود زنده کنند .معماری هنر ازادی نیست زیرا دارای کارفرماست اما باید در این هنر به حداقل هایی (ایجاز) رسید. هیچ ایجازی به معنای کشیدن دیوار جلوی خلاقیت و نواوری معمار نیست. علم موسیقی نیز دارای حداقل هایی ست اما هرگز جلوی خلاقیت هیچ موسیقی دانی با وجود این حداقل ها گرفته نشد برعکس به موسیقی هویت مستحکم تری نیز بخشیده شد.

شهر ها محل زندگی ما هستند بدون فضاهای فرهنگی و " طراحی "شده تبدیل به یک خوابگاه خواهند شد.خوابگاهی که در یک روز تعطیل زندگی در ان جاری نیست. با این همه پریشانی ایا  می توان به مجتمع سبز واقع در سبزه میدان نگاه کرد و از زیبایی، صلابت،ابهت و هویت ان لذت برد؟

اگر مردم در رابطه با کارهای معماران ما نظر ندهند و اگر ساختمان های عمومی ما که توسط معماران طراحی شده اند مورد بررسی عمومی قرار داده شوند هیچ گاه شاهد بر افراشته شدن ساختمان بی ریشه ای در جای پای ساختمان هایی که روزی شناسنامه ی شهر ما بودند ، نخواهیم بود و هرگز یک مرکز تجاری روی " خاطرات گذشته " ی ما ساخته نمی شود.

" معماری ، این موسیقی منجمد شده را دوباره به شهرها بازگردانیم. "

  • خوشحال
بیست و سوم مهر 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 1:25 | لینک ثابت
انواع سیستم های سازه ای ساختمان‌های بلند

 

عناصر سازه‌ای اساسی ساختمان عبارتند از: عناصر خطی (ستون و تیر)، عناصر سطحی (دیوار و دال) و عناصر فضایی (پوش نما یا هسته مركزی).
تركیبی از این عناصر اساسی سازه استخوان‌بندی ساختمان را به وجود می آورد. راه‌حل‌های ممكن بي‌نهایت زیادی را مي‌توان در پیش چشم تجسم نمود كه متداول‌ترین آنها عبارتند از:


1- دیوارهای باربر موازی: این سیستم از عناصر صفحه‌ای قائم تشكیل شده است و اكثراً برای ساختمانهای آپارتمانی بكار مي‌رود كه در آنها فضاهای آزاد بزرگ لازم نیست و سیستم‌های مكانیكی سازه‌ هسته‌ای را ایجاب نمي‌كند.

2- هسته‌ها و دیوارهای باربر نمایی: عناصر صفحه‌ای قائم و حول سازه هسته دیوارهای خارجی را تشكیل مي‌دهند. در این روش فضاهای داخلی باز ایجاد مي‌شود كه وسعت آنها بستگی به ظرفیت سازه كف در پوشاندن دهانه ها دارد.

3- صندوق‌های خود متكی: صندوق‌ها واحدهای سه بعدی پیش ساخته‌ای هستند كه وقتی در محل قرار مي‌گیرند و به یكدیگر متصل مي‌شوند به سازه با دیوار باربر شبیه مي‌باشند.

4- دال طره شده: در این سیستم كف‌ها به یك هسته مركزی متكی مي‌باشند و فضای بدون ستونی ایجاد مي‌كنند.

5- دال مسطح: این سیستم صفحه‌ای افقی بطور كلی شامل دال‌های بتنی كف با ضخامت یكنواخت مي‌باشد كه روی ستون‌ها قرار دارند. در این روش تیرهای با ارتفاع مقطع زیاد وجود ندارد و به حداقل ارتفاع طبقه مي‌توان دست یافت.

6- سیستم فاصله‌گذاری: سازه‌های قاب طره‌ای با ارتفاع طبقه، برای ایجاد فضای قابل استفاده در داخل و بالای قاب، یك طبقه درمیان بكار برده مي‌شوند.

7- سیستم معلق: در این سیستم با بكاربردن عناصر معلق بجای ستون ها برای حمل بارهای كف،‌ استفاده مؤثر از مصالح نتیجه مي‌گردد. در این سیستم كابل‌ها بارهای وزن را به خرپاهایی كه از یك هسته مركزی طره شده‌اند حمل مي‌كنند.

8- خرپاهای متناوب: خرپاهای به ارتفاع طبقه چنان قرار مي‌گیرند كه كف هر طبقه بصورت یك در میان روی قسمت تحتانی و یا فوقانی یك خرپا واقع مي‌باشد.

9- قاب صلب: عناصر خطی بوسیله اتصالات صلب به یكدیگر متصل مي‌شوند و تشكیل صفحات قائم و افقی مي‌دهند. ارتفاع طبقه و فاصله ستون‌ها از ملاحظات تعیین كننده طرح در این سیستم مي‌باشند.

10- قاب و هسته مركزی: قاب صلب بارهای جانبی را اساساً بوسیله خمش تیرها و ستونها تحمل مي‌كند. چنین سیستم‌های هسته‌ای، دستگاه‌های مكانیكی و حمل و نقل را در خود جای مي‌دهند.

11– قاب خرپایی: تركیب نمودن یك قاب صلب با خرپاهای برشی قائم بر مقاومت و سختی سازه مي‌افزاید. طرح این سازه ممكن است براساس استفاده از قاب برای مقاومت در مقابل بارهای وزن و مزایای قائم در برابر باد صورت گیرد.

12- قاب با خرپاهای كمربندی و هسته مركزی: خرپاهای كمربندی ستون‌های نما را به هسته مركزی متصل مي‌نمایند و بدین ترتیب عمل انفرادی قاب و هسته مركزی را حذف مي‌كنند.

13- لوله در لوله: ستون‌ها و تیرهای خارجی ساختمان چنان مجاور هم قرار داده مي‌شوند كه نمای ساختمان ظاهراً شبیه دیواری با سوراخ‌های متعدد پنجره‌ای است. در این حالت هسته (لوله) داخلی با لوله نما در حمل بارها سهیم بوده و بر سختی آن مي‌افزاید.

14- لوله‌های دسته شده: سیستم لوله‌های دسته شده را مي‌توان بصورت مجموعه‌ای از لوله‌های انفرادی تجسم كرد كه تشكیل یك لوله چند واحدی را مي‌دهند. بدین ترتیب آشكار است كه بر سختی سازه افزوده مي‌گردد. این سیستم بلندترین ارتفاع و بیشترین سطح كنار را امكان پذیر مي‌سازد.


 

 

منبـــع:
گانگ شولر، ولف، عادلی، حجت الله، سازه های ساختمان بلند، انشارارت دهخدا، 1376

 

هفدهم مهر 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 11:47 | لینک ثابت |
بررسی فرم و مفهوم ان در معماری معاصر

 

شکل گیری فرم در معماری نه تنها از شرایط محیطی ،عملکردی، سازه، اقلیم و .... متاثر است بلکه نظام ارزشی اعتقادات و ایده ها نیز از عوامل شکل دهنده ان محسوب می شوند. فرم بیان کننده ی نظام ارزشی است و از مسایل بنیادین معماری به شمار می اید. به تعریف "یورگ گروتر":

چنانچه سبک را در معماری نمودی مجسم از نظام ارزشی تعریف کنیم که اساس فرهنگ را پی می ریزد به تبع ان معماری را می توان نتیجه ی جست و جوی بهترین فرم  تعریف کرد که بیان کننده ی نظام ارزشی حاکم است. صاحب نظرانی چون "فیلیپ درو" با مقایسه کردن زبان و فرم وجود کلمات را در زبان با وجود نقوش اولیه و فرم های پایه برای به وجود اوردن مطلق زبان فرم مشابه دانسته اند. فرم ها به عنوان علائم بصری قابل تغییر به وجود اورنده ی زبان یک فرهنگ هستند که محتوای معنوی یک فرهنگ را نشان داده و به ان پایداری می بخشند.با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 و تحولات گسترده سیاسی-اجتماعی ناشی از ان گسستی میان روند معماری پیش و پس از انقلاب حادث شد. در واقع ظهور دیدگاه های جدید که از ارمان های فرهنگی ملی ودینی نشات گرفته بودند از نخستین عواملی بودند که معماری و شهرسازی را متحول کردند.

برگرفته از وبلاگ غنی "ادبیات و شعر"----دکتر فومنی گرامی

1)تغییر در نظام اموزشی

۲)توقف بسیاری از سرمایه گذاری ها در امور عمرانی

3)تعطیل شدن بسیاری از دفاتر مهندسین مشاور

4)مهاجرت تعدادی از اساتید و مهندسان به خارج از کشور

5)جنگ تحمیلی هشت ساله ی ایران و عراق

از دیگر وقایعی بودند که معماری و شهرسازی را تحت الشعاع قرار دادند. در هر حال تلاش جهت کسب هویت ایرانی-اسلامی در کلیه ی امور فرهنگی و از جمله معماری و شهرسازی از مهمترین پیامدهای این تحولات است که به اشکال مختلفی در معماری پس از انقلاب بازتاب یافته است. وجود تنوع و کثرت و دیدگاه های گوناگون از خصوصیات معماری سال های پس از انقلاب مخصوصا" دهه 1370 است. در این رابطه گرایش های گوناگونی را می توان به شرح زیر بررسی کرد:

 

1)احیاگرایی

 از سال های 1360 تا کنون گروهی از معماران در تلاش برای احیا و ترویج فرهنگ وارزش های اسلامی از فرم ها اشکال و تزئینات به کار رفته در معماری اسلامی ایران چون گنبد و قوس، مقرنس و کاربندی که با فنون جدید ساخت  و مصالحی چون اهن و بتون اجرا شده اند در طرح بسیاری از  بناها تقلید می کنند. دسته ای از این ابنیه مانند حرم امام خمینی (1368) و مسجد دانشگاه صنعتی شریف (1378) تقلیدی کامل از الگوها و اشکال رایج و مرسوم در معماری اسلامی ایران محسوب  می شوند.در گونه ای دیگر از بناها مانند موزه و کتابخانه اسلامی در مشهد و مسجد الغدیر در تهران با استفاده ازمصالح خاصی چون اجر، کاشی و کاربرد عناصر تزئینی همچون قوس های جناغی ،مقرنس، کاربندی و کتیبه هایی از ایات قران به احیا روحیه اسلامی در بناهابه گونه ای مدرن انتظام یافته است. انچه در این بناها جالب توجه است تقلید صرفا" شکلی از فرم های تاریخی معماری ایران است که ضمن به حداقل رساندن ارتباط فرم با عواملی چون سازه و محیط شهری پیرامون فرم را به پوسته ای جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ و ارزش های اسلامی تنزل داده است. دیگر انکه انفصال زمانی و مکانی اشکال و فرم های بکار رفته در این گونه بناها از دیگر بناهای هم عصر خود قابل توجه می باشد. باز افرینی اثر معماری بدون توجه به محیط و روح دوره و به صرف تقلید به منزله ی رکود هنری و فقدان خلاقیت است که طبیعتا" جایگاهی معتبر در معماری معاصر ایران به دست نمی اورد.

2)معماری مدرن

مکتب مدرنیسم  نافذترین جریان معماری غربی است که از ابتدای عصر پهلوی تاکنون در معماری معاصر ایران رواج داشته است. معماری مدرن پس از انقلاب در رابطه با گرایش های اقتصادی امکانات اجرایی و ضوابط و مقررات ساختمان سازی شکل گرفت و ساختمان هایی کارامد و منطبق با شرایط روز متاثر از ان به وجود امدند. این ساختمان ها ضمن تبعیت از اصول بنیادین معماری مدرن غرب همچون عملکرد گرایی و رعایت سادگی با کاربرد فراوان شیشه در سطوح خارجی ساختمان و استفاده از مصالح متنوع رنگین از بناهای مدرن ماقبل خود متمایز می شوند. در این رابطه به اداره ی مخابرات در یوسف اباد ،بنای کتابخانه ی ملی (1374) و همچنین بسیاری از بناهای تجاری و اداری در تهران مانند فروشگاه های زنجیره ای شهروند می توان اشاره کرد.

 

3) التقاط گرایی متاثر از پسامدرنیسم در معماری غرب که متشکل از

 التقاط گرایی با تاکید برمعماری قاجار – التقاط گرایی متاثر از پسامدرن تاریخ گرا – پسامدرنیسم تقلیدی و پسامدرنیسم عام گرا می باشد.

4)ظهور گرایش های خاص

در ارتباط با دل مشغولی تازه ایرانیان برای تعریف جایگاه صحیح معماری اسلامی ایرانی در جهان پسامدرن دیدگاه های مختلفی در معماری مطرح شدند.در واقع تاثیرات فزاینده ادبیات مربوط به فلسفه زبانی، ساختارگرایی و پساساختارگرایی بود که با به چالش گرفتن الگوهای پوزیتیویسم تمدن غرب نوعی التهاب فکری را در جامعه معماران ایرانی برانگیخت.  مانند : نگرش علمی-کاربردی (مجرد از محیط)  در این نگرش فضای معماری به فضای علمی-ریاضی تقلیل می یابد که در ان تطبیق های محیطی از جمله توجه به تاریخ و سنت محلی از اعراب ندارند و در نهایت با وجود بحث ها و نوشته هایی که ایرانی بودن طرح را توجیه می کند. تکرار برخی نمونه های معماری پانزده سال اخیر از جمله اثار زاها حدید ، پیتر ایزنمن، دانیل لیبسکیند، جفری کیپینس و دیگران به حساب می ایند. به این اثار به لحاظ محدودیت تکنولوژی ساخت و اجرا در کشور در حد تصاور سه بعدی رایانه ای باقی مانده اند.

5)ایجاد گفتگو میان معماری ایران و معماری جهان

اگر درعصرپهلوی ایرانیان به دستاوردهای تمدن غرب به عنوان الگو نگریستند و تقلید نسبتا" مطلق از طرح های غربی اصلی ترین ویژگی معماری متجدد ایرانی بود و اگر در طی سال های پس از انقلاب معماران ایرانی در تلاش برای کسب هویت فرهنگی به احیاگرایی و التقاط گرایی رو اوردند اکنون گرایشی در بین معماران در حال شکل گرفتن است که با تحلیل های گسترده و نقدهای دقیق در جهت شناخت واقعی فرهنگ ها قدم بر می دارد و راه چاره را در باز شدن افکار به سوی جهان می بیند.بدین مفهوم که دستاوردهای تمدن غرب را نه به عنوان الگو بلکه به عنوان میراث بشرمی نگرد و از انها برای "معاصر با مردم زمانه خود بودن" یا "جهانی شدن" استفاده می کند و در این راه با بهر گیری از اطلاعات فکری و امکانات تکنولوژیک عصر امروز و الهام از اصول جاودانه معماری ایرانی به بیان انتزاعی یا استعاری معماری ایرانی می پردازد.

  • دکتر مزین دهباشی
نهم مهر 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 23:0 | لینک ثابت
بحران هویت و عدم بهره گیری از الگوهای کهن در معماری معاصر ایران

 

معمار باید ابتدا از کشور خویش الهام گیرد. الهام از کشور خویش بدون عشق و شناخت به وجود نمی اید. معمار در این راه می بایست به چند نکته توجه کند:

۱)اعتقاد به اینکه معماری سنتی ایران در زمان و مکان خود یکی از با ارزش ترین میراث های فرهنگی جهانی به شمار می اید.

۲)با نظری ژرف الگوها /نشانه ها  و علایم را به عنوان دستمایه استخراج کند و انها را با هوشمندی در اثار خود بکار گیرد.

۳)ارتباط خود را با فرهنگ متنوع جهانی حفظ کند.

۴)برای دسترسی به زبان و بیان معماری جدید نیاز به برقراری ساختاری مفهومی است این ساختار مفهومی همانا سطوح و احجامند.

هنر مندان و معماران در دوره ی صفویه در پی تکرار اگاهانه ی تاریخ نبودند بلکه گذشته در حال جریان داشت و از حال می گذشت و به اینده می پیوست.بدین ترتیب طراح مسجد شیخ لطف الله تکرار تاریخ نمی کرد بلکه گذشته در او جاری بود. بدین ترتیب تا نیم قرن پیش فرهنگ حاکم بر معماری ایجاب می کرد که حتما" در ساختمان جدید اعم از خانه و مدرسه و مسجد و بازار و .... از الگوها و قالب های موجود در زمینه ی تکنیک ، مصالح ، عملکرد ، هندسه ، تزئینات و ..... استفاده شود. به عبارت دیگر معماری گذشته  همچون گنجینه ای لایزال از امکانات معمارانه بود که هر معماری با توجه به خلاقیت و دانش و تجربه عملی خود می توانسته از ان برداشت نماید و زنجیره ی پیوسته ی فرهنگ ملی ادامه می یافت.

معماری ایرانی انقدر الگو دارد که در هر بنایی با توجه به منطقه و مکان قرار گیری و زمان ساخت اثر و نیاز های کارکردی بنا از الگوهای پایدار و ارزشمند خود بیان جدیدی به وجود اورد که بهره گیری از انها زبان و بیان معماری ایرانی را تشکیل دهد. معماری روز ما باید هنری باشد که دارای هویت خاصی است که نه مثل گذشته است و نه تقلیدی از مشخصه های دیگران و باید با تکیه بر اصول و مبانی الگوهای معماری پیشین انها را در جریان فعالیتی خلاق تکامل بخشیده و پیش ببریم.

نمای مجلس شورای اسلامی

در این معماری دیگر هرم نماد مورد استفاده در بنای مجلس شورای اسلامی نمی شود. کاش میشد از طراح این بنا پرسید ایا هیچ سمبول و نمادی در ایران یافت نمی شد که با تکیه بر ان و بیانی نو به طراحی و ساختن بناهای فرهنگی و یادمانی دست زد؟ ایا طاق عظیم تیسفون /مسجد شیخ لطف الله/مدرسه  اقا بزرگ کاشان و صدها مثال ارزشمند دیگر نمی تواند سر مشق بناهای هزاره ی سوم در ایران قرار گیرد؟ 

  • دکتر میترا ازاد - استاد یار مرکز اموزش عالی میراث فرهنگی

 

بیست و هفتم تیر 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 18:6 | لینک ثابت
به نظر شما چرا معماری امروز ما دیگر سرمشقی برای معماری روز دنیا نیست؟

 

طاق، قوس، گنبد ،حوض، کاشی و نقوش تزیینی از پایه های هویت معماری گذشته ی ما هستند. اما باید با تعمق و تحلیل در زبان و بیان معماری گذشته به بیانی نو در معماری معاصر ایران برسیم و با شناخت دوباره ی الگوها ی کهن معماری به شناخت مجدد اصول معماری خودی دست یافته و به منابع هویتی معماری ایران که بر اساس فرهنگ و تاریخ استوار بوده مجهز گردیم تا ساخت و ساز های امروز تا این حد با روح و هویت ایرانی بیگانه نباشد. به موازات این تعمق در جایگاه معماری سرزمین نیاکانی خویش می بایست ارتباط خودرا با فرهنگ متنوع جهانی حفظ کرد و در همزیستی ای مسالمت امیز و فراتر از گفتگوی فرهنگ ها زمینه های علمی و هنری و فرهنگی را با توجه به ویژگی های محیطی ارتقا داد.

 

در کنار خلاقیت و نوع اوری و ابداع باید بر مفاهیم سنتی نیز تکیه کرد و به این واسطه یک بنا را صاحب ارزش نمود. معماری سنتی ایران در زمان و مکان خود یکی از با ارزش ترین میراث های فرهنگی جهانی به شمار می رود. اما معماری معاصر ایران یا همان معماری روز همواره با این اعتراض مواجه بوده است که هویتی ناشناخته و مغایر با پیشینه ی ملی و فرهنگی ما دارد. دست یابی به تکنولوژی و همگامی با معماری روز دنیا نباید معماری ما را دچار سردرگمی کند. به نظر شما چرا معماری امروز ما دیگر سرمشقی برای معماری روز دنیا نیست؟

ایران در ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال گذشته بنا به دلایلی ارتباطش با دنیای غرب به کلی قطع شد. این قطع ارتباط منجربه عقب ماندگی شدید ایران در عرصه ی ساخت و ساز و...... گردید. دانش معماری امروز ما با نگاهی حسرت بار به تجربیات روز افزون و ارزنده ی دیگر کشورها و جذبه های بی رقیب نظریه ها و سبک های معماری به تقلید و کپی برداری خلاصه شده است. ایا کپی برداری و تقلید از بناهای غربی یا بطور واضح با معماری تقلیدی می توان ادعا نمود که معماری ما در حال رفتن به سمت جهانی شدن است؟

شاید هر معمار سیر نزولی داشته باشد ولی باید به این نکته توجه نمودکه جریان معماری ما همواره سیر صعودی داشته است.نمی توان منکر اندک بناهای خوب و در خور توجه در این چند دهه گردید. ما در اجرای جزییات ساختمان بهتر شدیم . اکنون تکنولوژی جزییات ساختمانی و مدل سازی های رایانه ای بسیار پیشرفت کرده است . معماران و طراحان در اجرای ایده ال های ذهنی خود تواناتر شده اند و امکان ساخت پروژه هایی که در گذشته غیر ممکن بوده عملا" ممکن شده است.

اما همواره باید به این نکته توجه کرد که :

 برای شکوفایی و خلاقیت در معماری ایرانی باید اصالت معماری گذشته ی خود را باور کنیم و به مضامینی از معنویت و روح سرشار و جاری در معماری پیشین به عنوان معانی ای بلند برای تمام اعصار تمسک بجوییم. تا بتوانیم در جایگاه ارزشمند فرهنگ جهانی جایی باز کنیم. معماری ای که با اتکا به فرهنگ خودی ظهور می کند معماری ای خودی است که به گذشته احترام می گذارد و از سنت های ان درس می گیرد اما در حسرت گذشته باقی نمی ماند. سنت رسم یا عادت نیست. شیوه ای متداول و مقطعی در یک دوره ی گذرا نیست. سنت اندیشه ای هدایت کننده و حاکم بر جامعه ی متعارف است. در حقیقت فنون و هنر ها یکی از مهمترین و بلافصل ترین عرصه های ظهور و تجلی سنت است.

                                 بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

                                فلک را سقف بگشاییم و طرحی نو در اندازیم

 

چهاردهم تیر 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 2:14 | لینک ثابت
های تک

 

"های - تک" سبکی است اینده نگرانه که در دهه ی ۱۹۶۰ متولد شده است.به معنای تداوم ساختمان های اهن و شیشه سده ی نوزدهم اما با اتکا به فناوری های مدرن است. معماری "های تک"به دلیل استفاده از ساختمان های لوله و داربست نیز طبقات معلق و متناوب ان و نماهای خارجی کاملا مجزا یا شکسته شده اش چشم اندازی ارمانی از مدرنیته ارائه میدهد. منبع الهام "معماری مدرن" و "های تک " تکنولوژی ست.هردو اصول فکری نزدیک بهم و لغات کلیدی مشترکی دارند.عملکرد و کارائی،صنعت و ماشین، پیش ساختگی، استاندارد نمودن، توجه به اینده، علم، ریاضی و هندسه، تناسب و همگونی، منطق و خرد ، هنر انتزاعی و سبک بین المللی از لغات کلیدی مشترک در این دو سبک معماری می باشند.به طور خلاصه "های تک" نوعی معماری مشخصه جامعه ی ارتباطی است.از معماران معروف این رویکرد می توان از پیتر کوک، نورمن فاستر، مایکل هاپکینز، نیکلاس گریمشاو و سانتیاگو کالا تراوا نام برد.

 

بعداز ۳۰سال از مطرح شدن "های تک" در سطح بین الملل به تازگی فقط باب صحبتش در ایران باز شده است.ایران در دوره ای ارتباطش را با دنیا قطع کرد.این قطع ارتباط با دنیا و گوشه نشینی برای ما بسیار گران تمام شد و باعث شد که شکاف ما با دنیا بشدت بیشتر از پبش شود و البته که این شکاف در معماری هم رخ نموده است . در معماری معاصر نیز عوارض بغرنج ان را می توان مشاهده کرد.مهدی علیزاده و رضا علی ابادی در این زمینه تجربیات در خور توجهی داشته اند.یکی از ستارگان "های تک ایرانی"مهندس فرهاد احمدی ست. ایشان در ابتدای کارشان گرایش به معماری سنتی داشته اند. "فرهنگ سرای دزفول" گواه این مدعا ست. ایشان با تغییراتی رو به شیوه ی مدرن اوردند و روح معماری ایرانی را به ساختمان هایشان دادند. ساختمان تجاری اداری فرشته که در زیر ملاحظه می کنید از اثار ایشان می باشد. لازم به ذکر است که مخروطی که در تصویر مشاهده می کنید  پیمانکار به دلیل دشواری کار موفق به اجرای ان نشد بنابراین این مخروط زیبا به صورت دایره اجرا شد.

برخلاف تصور عمومی معماران "های تک"به تاریخ علاقه مند هستند و خود را جدای از ان نمی دانند ولی برداشت و نگرش انها نسبت به تاریخ به کلی متفاوت  از دیدگاه معماران پست مدرن از تاریخ است.انها سعی در استفاده از حداکثر عوامل طبیعی همچون افتاب/باد/اب های زیر زمینی و گیاهان برای تنظیم شرایط محیطی ساختمان دارند.تکنولوژی در مقابل طبیعت قرار ندارد بلکه به موازات ان برای بهره برداری هرچه بیشتر از امکانات محیطی و تامین اسایش انسان جای دارد.در ایران می توان ساختمان های "های تک" را به دو دسته تقسیم کرد: یک عده شکل ظاهری "های تک" را دنبال کرده اند ولی عده ای دیگر در ان تکنولوژی هم وارد شده است.

اما باید این را مد نظر داشته باشیم که همه ی اینها با تکنولوژی محدود داخلی ساخته شده اند و هیچ کدام "های تک" واقعی نیستند. ما هنوز ازاتصالات خشک استفاده نمی کنیم .اتصالات با ورق و لوله ایست که ما انها را برش و شکل می دهیم ! ما هیچ گاه یک قطعه را ریخته گری نمی کنیم!

 

بیست و یکم خرداد 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 0:7 | لینک ثابت
گردشگری ساحلی

 

گردشگری ساحلی از بزرگترین فعالیتهای جهان است که با رشد شتابنده خود به فعالیتی چندمنظوره مبدل گشته است. بطوریکه توسعه توریسم و تفریحات مربوطه از عوامل موثر در شکل دهی الگوی توسعه نواحی ساحلی بوده و تأمین کننده مزایای مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی بسیاری برای میزبان است. اما از طرفی دیگر، چنین رویکردی موجب پدید آمدن نگرانیها و بیمهایی از تهدید و تخریب هویت، محیط و میراث طبیعی، تاریخی و فرهنگی ساکنان محلی سواحل گشته است. بطوریکه مقابله با اثرات ناشی از رشد توریسم کنترل نشده، نیازمند روشها و شیوه های صحیح برنامه ریزی، طراحی و مدیریت این مکانهاست.


توریسم ساحلی از قدیمیترین انواع گردشگری است. بطوریکه سابقه برخی از تفرجگاههای ساحلی به قرن 19 باز می گردد. در ابتدای امر این فضاها، مختص افرادی بود که تنها برای دیدار از سواحل دریا مراجعه می نمودند، اما در دهه های اخیر بازار گردشگری ساحلی اغلب ترکیبات متنوعی از انواع اقامت و استفاده گردشگران - به ویژه در طول تابستان - تقاضا نموده و با رقابتی فزاینده خواستار سرمایه گذاریهای عمده در زمینه زیرساختها و ایجاد تسهیلات و حفاظت منابع طبیعی اعم از دریا، سواحل، تالابها و سایر میراث طبیعی می باشد. در حقیقت زمان ارضای گردشگر ساحلی، تنها با عواملی چون خورشید، دریا و ماسه سپری شده و گردشگر مدرن امروزی در جستجوی فعالیتها و تجربیات متفاوتی است (ترکیبی از فعالیتهای ورزشی، تفریحی، فرهنگی و میراث طبیعی و...). از میان تمامی فعالیتهایی که در مناطق ساحلی انجام می گیرند، هیچکدام از نظر گستردگی و تنوع به اندازه مبحث توریسم و تفریحات ساحلی نمی باشند بطوریکه طبیعت پویای این بخش و وسعت تقاضا، اغلب طرحهای مربوط را در زمره طرحهای ملی و منطقه ای قرار می دهد و تمامی سواحل بصورت مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر آن قرار می گیرند. آب پاک، سکونتگاههای ساحلی سالم و محیطی ایمن و لذت بخش، اساس گردشگری ساحلی موفق است. بهمین نحو آبزیان و منابع دریایی (ماهیها، نرمتنان، تپه های مرجانی و تالابها) نیز از موارد مورد توجه می باشند.


گردشگری ساحلی در ایران
با وجودی كه كشورهای حاشیه خلیج فارس از امكانات طبیعی كافی برای رونق توریسم دریایی بهره‌‌ای نبرده‌اند. اما با ساخت جزایر مصنوعی و تسهیلات ساحلی متنوع اقدام به توسعه گردشگری دریایی و ساحلی خود كرده‌اند. در این میان كشور ما با برخورداری از جاذبه‌های بالقوه خود در توریسم دریایی، هنوز در میان كشورهای فعال در زمینه توریسم دریایی جایگاهی ندارد. در صورت حركتی سازمان یافته، ضمن سرمایه‌گذاری‌های كلان، مردم می‌توانند شاهد رونق گردشگری دریایی (ساحلی) و توسعه اقتصادی منطقه خود باشند.

شهرها و بنادر ساحلی و جزایری چون قشم‌، كیش‌ در جنوب ایران و شهرها و بنادر شمالی ایران همچون آستارا، انزلی، رشت و... در صورت ایجاد تاسیسات گردشگری مناسب و استفاده از ظرفیت های موجود در آنها برای جذب گردشگر، می‌توانند در توسعه توریسم دریایی كشور موفق باشند.

كارشناسان گردشگری برگزاری تورهای غواصی‌، تورهای دیدن از تخم‌گذاری لاك پشت‌ها و دیدار از لاك پشت‌های عظیم‌الجثه و برگزاری مسابقات ورزشی آبی را در سواحل كشور، از جمله اقداماتی می‌دانند كه می‌تواند توریسم دریایی را رونق دهد و باحضور در نمایشگاه‌ های بزرگ توریستی و تفریحی تصویری مناسب از جایگاه واقعی ‌اش را به جهانیان عرضه کند و از سوی دیگر با اتحاذ سیاست‌ های حمایتی، سرمایه گذارانداخلی و خارجی را ترغیب کند. شناسایی الگوهای موفق در دنیا و نحوه استفاده آنها از جاذبه‌های گردشگری دریایی و ساحلی می‌تواند راه میانبر مناسبی برای موفقیت در این حوزه باشد. اما اولین گام در این راه شناسایی آثار و نتایج حاصل از توریسم ساحلی است که می تواند نقش موثری در توسعه پایدار این صنعت و جلوگیری از عوارض ناشی از رشد بدون برنامه و شتابزده آن داشته باشد.



    

 



منابع:

1- داس ویل، راجر، ترجمه دکتر اعرابی و داوود ایزدی، مدیریت جهانگردی، مبانی، راهبردهاو آثار، دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1378
2- کاظمی، مهدی، مدیریت گردشگری، انتشارات سمت، 1385
3- معصومی، مسعود، گردشگری و برنامه ریزی منطقه ای، ساخت و ساز، سال چهارم، شماره 25
4-
www.world-tourism.org
5-
http://www.netcoast.nl
6-
www.chn.ir

ارک نویز

هفتم اردیبهشت 1387
نوشته شده توسط: خوشحال ساعت: 16:9 | لینک ثابت
پیوندهای روزانه:
لینک دوستان:
سایر امکانات: