معماری بومی گیلان 4) مسجد سفید ( اسپیه مزگت )

بنای ایسپیه مزگت باقیمانده یک آتشکده قدیمی و بزرگ در دهکده "دیناچال" شهرستان " رضوانشهر"  است که تمامی نشانه های معماری و کاربردی آن عملکرد مذهبی این بنا را تائید می کند.این بنا در دوران پس از اسلام احتمالا بعد ازقرن سوم هجری به مسجد تبدیل شد و ظاهرا تا مدتهای مدیدی مورد استفاده قرار گرفته است. ایسپیه مزگت که در دهکده " کیش خاله " در شمال آبادی " دیناچال " از آبادیهای جنوب بخش " اسالم " در فاصله حدود 22کیلومتری جنوب شهر " تالش " واقع شده است از دو کلمه " ایسپی " در زبان تالشی به معنای سفید  و " مزگت " در زبان اوستا به معنای مسجد تشکیل شده است. بنای مذکور که در کرانه شمالی دیناچال رود و در یک و نیم کیلومتری شرق جاده تالش – انزلی واقع شده را می توان یکی از شگفت انگیزترین بناهای تاریخی گیلان دانست.

در دراز مدت عوامل مختلف انسانی و طبیعی موجب تخریب بنای " ایسپیه مزگت " شده اند، درختان جنگلی بزرگ بر بام آن رسته و ریشه های خود را میان دیوارها فرو برده و آنها را شکافته اند، رود خانه سیلابی دیناچال نیز قسمت جنوبی آن را کنده و برده است.

بارندگی و رطوبت نیز گچکاری، سفید کاری و گچ بریهای آن را فرسوده کرده و تا حدود زیادی از میان برده است، مصالح اصلی بنای این اثر تاریخی آجرهایی به ابعاد 6×23×23 سانتیمتر است و قطر دیوار آن 175 سانتیمتر است.

از آن جا که بخش عمده بنا ویران شده اطلاعی از طرح کلی و ویژگی های معماری آن در دست نداریم. با این حال با توجه به بقایای موجود به نظر می‌رسد که بنا مربع مستطیلی بوده که در میانه آن شبستانی مربع و دور تا دور شبستان رواقی قرار داشته که با پایه‌ای هشت ضلعی از شبستان مجزا می شده است. عرض رواق ها حدود 3/40 متر و طول یکی از اضلاع باقی‌مانده مسجد حدود 16/75 متر است. دهلیزها با پوشش طاقی مسقف می شده اند که ارتفاع طاق از کف امروزی به 5/70 متر می رسد. محیط پایه های هشت ضلعی که فضای شبستان را از دهلیزها مجزا می کند حدود 5/50 متر و فاصله پایه ها از یک‌دیگر حدود 2/80 متر است. بالای هر دو پایه طاقی با قوس شکسته زده اند که پوشش رواق و شبستان میانی از یک طرف بر آن ها قرار می گرفته است. مصالح اصلی بنا آجرهایی به ابعاد 23×23×6 سانتی متر و قطر دیوارهای اصلی مسجد، 175 سانتی متر است و برخلاف شیوه امروزی با ملات به طاق ها چسبانده شده اند. بر طاق رواقی که نسبتا سالم تر باقی مانده به صورت سرتاسری کتیبه ای قرآنی از آیات سوره توبه به خط کوفی گچ‌ بری کرده اند. ازاره همین رواق نیز دارای گچ‌ بری با طرح های غیر معمول بوده است. با توجه به کتیبه کوفی مزبور می توان بنای مسجد را مربوط به دوره سلجوقی دانست.  آنچه بیش از هر چیز بیننده را به حیرت می اندازد علت وجودی چنین بنای در این نقطه دور افتاده است آن هم بنای با آن قدمت تاریخی که کتیبه کوفی بر آن گواهی می دهد. در اینکه اسپیه مزگت یک مرکز عبادی بزرگ بوده تردیدی نیست و این امر از وجود احتمال وجود یک مرکز شهری یا سایت باستانی مدفون شده در حوالی این بنا خبر می دهد. شکل اسپیه مزگت که از چهار دهلیز و یک رواق چهار گوش تشکیل شده و امروزه قسمتی از آن از بین رفته است به آتشکده های زرتشتی پیش از اسلام شباهت دارد و احتمالا بعد از اسلام بدون تخریب بنای آن نحوه اداره آن تغییر کرده و به محل عبادت مسلمانان تبدیل شده است. از طرف دیگر نام فارسی مزگت به جای مسجد با ترکیب اسپیه به معنای سفید از نظر واژه شناسی نیز می تواند کمکی به یافتن بنای اصلی اولیه این اثر تاریخی نموده و تا حدودی علت وجودی آن را روشن سازد.

در کنار بنای ایسپیه مزگت در کرانه جنوبی دیناچال رود، زمین وسیعی وجود دارد که روز سیزدهم فروردین هر سال محلی برای اجتماع و تفرج تعداد زیادی از افراد محلی و مسافران نوروزی است که برای بدرکردن سیزده نوروزاز اول صبح آن روز تا غروب در این محل گرد هم می آیند. در این اجتماع، مسافران و گردشگران می توانند انواع وسایل خوراکی، صنایع دستی  و ... را از فروشندگان سیار این محل تهیه کنند، همچنین چند نوع بازی توسط افراد بومی هیجان آنرا افزایش می دهد. بدون تردید ایسپیه مزگت باقیمانده یک آتشکده بزرگ در تالش است که در دوران بعد از اسلام به مسجد تبدیل شده است، رواق چهار گوش داخلی آن محل نگهداری آتش مقدس بوده و مردم برای عبادت در دهلیزهای کناری آن می ایستادند.

بنای اسپیه مزگت بدون هیچ تغییری به مسجد تبدیل شده  و این در حالیست که در داخل آن محرابی وجود ندارد، این عدم تغییر و یا تخریب خود نشانی از حرمت و قداستی است که این مکان برای مراسم دینی در قبل و بعد از اسلام داشته است.  شاید نمونه ای این چنین که هم ویژگی های معماری قبل و هم بعد از اسلام در یک بنا بر جای مانده باشد که در جای دیگر موجود نباشد. همین ویژگی اهمیت توجه به بازسازی آنرا بدون تغییر در استخوان بندی اولیه را دو چندان می کند.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

گلچین خرداد ۸۷

سال گذشته در این نیمه از سال بیست و چهار واحد عملی داشتم که به شدت درگیرم کرد. روزا و شب هایی که عملن یکی شده بودن . گاهی از شدت سختی و فشار زیاد پروژه ها اسامی دوستانم و همین طور آدرس محل کار و خونه رو هم فراموش می کردم ، همه چیز و فقط با تکنیک " چشمی " به خاطر می آوردم. اگه قرار باشه بازهم برگردم  به اون روزا هرگز این کار و تکرار نمی کنم . هرچند الان برام خاطره شده و یه جورایی دوسش دارم... با وجود اینکه همه چیز به سختی طی می شد ، اما وبلاگ نویسی رو هرگز فراموش نکردم و براش کم نذاشتم و به طور مستمر به فعالیت های مجازی هم ادامه می دادم . سعی می کردم مطالب مفیدی رو به روز کنم . در این ماه چهار پست نوشتم که هنوز هم برام تازه اس..  

 

و در پایان .. روزها یکی یکی میان و میرن ، با سرعت زیاد . انقدر زیاد که حسابشون گاهی از دستم در  میره . به وضوح می بینم که هیچ چیز سرجای خودش نیست . با سرعت شهاب سنگ دارم پیش می رم . هستند مواقعی که کاری از دستم برنمیاد ، فقط چشمام و می بندم که به موانع برخورد نکنم.. خب یه وقتایی به دلیل نزدیکی زیاد به موانع  درست ترین عکس العمل چیزی نیست جز اینکه چشات و ببندی و به خدا توکل کنی و امیدوار باشی که اون مانع رو هم رد می کنی .. دلم می خواد به قول راننده ها دستی رو بکشم اما نمی شه ، دو دلیل داره : ۱ ) ترمز در شتاب بالا مساوی با کله پا شدن ۲) به چه امیدی؟..  به قول دکتر حامد رجائی : مدتهاست که فنجان من قهوه‌ای ندارد...! 

به همین سادگی..   تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com               

معماری بومی گیلان

طبیعت پاییز گیلان
رطوبت زیاد وگرمای هوا در تابستان، شرایط اقلیمی ویژه ای را پدید آورده است که مشابه آنرا شاید بتوان تنها در مناطقی از آمریکای مرکزی، بنگلادش، مالزی و یا اندونزی یافت. این وضعیت خاص آب و هوایی برای ساکنین دشواری هایی را پدید می آورد که در گذشته هیچ گاه از نظر مورخین و جهانگردان دور نبوده است. تیپولوژی مسکن در این سرزمین، همگام با عوامل فرهنگی و اجتماعی هویت، معماری این خطه را شکل داده است. هویتی که علی رغم شباهت های اقلیمی گیلان با سایر مناطق یاد شده در جهان منحصر به فرد بوده است.    (دیبا، 1372 : 10)
 
  • فراهم نمودن شرایط آسایش در این منطقه پر باران و مرطوب، از جمله معضلاتی بوده که ساختمان های سنتی توانسته پاسخگوی آن باشد. متداول ترین نوع ساختمان سنتی در این منطقه به نام گالی پوش خانه معروف است که بام آن با پوشش گالی (نوعی علف که درکنار مرداب ها می روید.) است و دارای کرسی چینی چوبی در زیر ساختمان می باشد. (قبادیان، 1372 : 17)
  • خانه هایی که در این جلگه ساخته شده اند، همچون درختان مرتفعی که آنها را احاطه می کنند، غالبا تابع یک طرح قایم چند طبقه ای است. بهترین  فضای خانه نیز درست زیر بام جای دارد. این برداشت اهالی از فضای خانگی مرتفع با طرح قالبی در ساختمان های مسکونی  مناطق مرکزی ایران به کار می رود، تباین دارد؛ زیرا در ایران مرکزی اتاق ها به صورت افقی در اطراف حیاط مرکزی ساخته می شوند. (برومبرژه، 1370 : 17) مسکن سازی در این منطقه به موازات اشغال تدریجی جنگل و به صورت پراکنده صورت گرفته است. در ایران مرکزی، تمرکز ابادی ها می توانست جوابگوی دفاع دسته جمعی در برابر حملات قبایل کوچ نشین باشد؛ لیکن چنین تهدیدی هرگز متوجه ساکنین حاشیه دریای خزر نبوده است. در عوض ضرورت ناشی از حفاظت برنجزارها از گزند حیوانات و نیز تعدد عملیات ضروری برای فعالیت های حساس برنجکاری و دشواری تردد در راه های تنگ و باریک، که غالبا به لجنزار تبدیل می شود، ضرورت استقرار خانه های روستایی را در جوار مزارع ایجاب می نماید.   (برومبرژه، 1370 : 18)

  • برخلاف معماری بومی کویر که بیشتر از خشت و آجر بنا شده است، معماری این منطقه از چوب و الیاف گیاهی به صورت عمده بهره برداری کرده است. جنگل های انبوه در کنار مزارع برنج از مهمترین منابع تامین مصالح ساختمانی منطقه می باشند. نی"ولی" (نوعی الیاف گیاهی که برای پوشش سقف به کار می رود.) و ساقه های برنج عناصر اصلی تشکیل دهنده پوشش سقف ها هستند. سقف هایی که به علت شدت و تداوم بارندگی همیشه به صورت دو یا چهارشیبه ساخته می شوند. در بعضی از نقاط گیلان که امکان استفاده از سفال موجود است پوششی از سفال بر روی زیر سازی از نی و توفال، وظیفه جمع آوری آب باران از بام و هدایت آن به آبروها و ناودان ها را به عهده دارد. استفاده از تخته های پهن نیز در مناطق جنگلی گیلان برای پوشش سقف و جلوگیری از نفوذ باران مرسوم است. سقف شیب دار بر روی سازه ای چوبی قرار دارد. فاصله کم ستون ها از یکدیگر و استفاده از سازه چوبی به صورت تیر و ستون تناسبات ویژه ای به معماری می بخشد که در نما و پلان به خوبی خود را آشکار می کند. اشکال ساده سقف شیب دار از بوجود آمدن کنج های برفگیر جلوگیری کرده و مانع نفوذ آب حاصل از ذوب برف به داخل بنا می شود. بعلاوه برای جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان توسط باد معمولا سقف شیب دار تا نزدیکی کف زمین در یک یا دو جناح ساختمان که رو به باد قرار دارند ادامه می یابد و معمولا پنجره ای از این دو جناح باز نمی شود. فضای خالی بین بدنه اصلی بنا و امتداد سقف که "فاکون" گفته می شود؛ محل مناسبی برای انبار نمودن و یا پخت غذا می باشد. گونه برخورد دیگر که بیشتر در خانه های شهری دیده می شود، استقرار بالکن دورتادور بنا می باشد. این بالکن علاوه بر آنکه دسترسی اتاق ها به یکدیگر را تامین می نماید، مانع از رسیدن باران به بدنه بنا می شود. (دیبا، 1372 : 10) 

  • پوشش های شیب دار در شکل های گوناگون و مصالح مختلف، از ویژگی های مهم نمای خانه های گیلانی است. در بعضی نقاط گیلان مانند اطراف لاهیجان، شیب این پوشش ها خیلی زیاد و در بعضی از نقاط مانند اطراف فومن این شیب کمتر است. رنگ قهوه ای آن همراه با قرار گیری دسته های گالی و کولش، سطح زیبایی را شکل می دهد و خانه گیلانی را با محل خود مانوس می کند. متاسفانه با استفاده از مصالح جدید (مانند حلبی) این هماهنگی با طبیعت کاملا دست خوش تغییر شده است. (معماریان، 1372 : 205)
  • در مناطق روستایی محیط سرسبز و پر از گیاه و درخت اجازه حصار بندی معین و مشخصی را به ساکنین نمی دهد. محدوده های گیاهی، درختان و انهار در مقایسه با دیوارهای بلند و بسته معماری کویری تضاد چشمگیری دارد و این ویژگی در زمینه مردم شناختی و روانشناختی منطقه ای جای و مکان ویژه ای دارد.

  • دروازه های گیاهی معمولا باز و استقبال کننده میهمان دایمی است و این گشایش فضای سبز در خلق و خوی مردم محل کاملا مشاهده می شود، آدم هایی آرام، خوشخو، انسان دوست و میهمان نواز. (دیبا، 1372 : 10)

     

    منابع :

  • دیبا، کامران و شهریار یقینی (1372) تطبیق منظر با اقلیم، مجله معماری و شهرسازی؛ تهران، شماره 24، آبان 72
  • قبادیان، وحید (1372) تطبیق منظر با اقلیم، مجله معماری و شهرسازی؛ شماره 24، آبان-آذر 72
  • برومبرژه، کریستیان(1370) مسکن و معماری در جامعه روستایی گیلان (مطالعات مردم شناسی)؛ ترجمه : علاء الدین گوشه گیر، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی
  • معماریان، غلامحسین (1372) آشنایی با معماری مسکونی ایران گونه شناسی برونگرا؛ تهران، دانشگاه علم و صنعت
  • یکی دیگر از شگفتی های گیلان -------- روستای چوبی "طالقان"

    مقبره امامزاده ابراهيم كه به استناد شجره نامه از فرزندان امام موسى كاظم(ع) مي باشد در روستای طالقان از توابع شهرستان شفت و بر بلنداي كوهي به ارتفاع 1840 متري واقع شده است. معماري خاص روستاي طالقان آن را به محلي توريستي و ديدني تبديل كرده، وقتي وارد اين روستا مي شويم آنچه بيش از هر چيز تعجب شما را بر مي انگيزد خانه هاي چند طبقه چوبي است كه غالباً از چوبهاي مستحكم راش ساخته شده است. اما نكته جالب اين است كه خانه هاي چوبي ديواري ندارند و تنها ديوارهاي پرده اي اتاق ها را ازهم جدا ميكند و در قسمت جلويي اتاق ها نمايي زيبا از مناظر زيباي روستا در مقابل چشمان شما قرار دارد. براي رفتن به اين محل پس از رسيدن به "شهرستان شَفْت" و گذر از شهر "چوبَر" و رسيدن به "روستاي طالقان" بايد در حدود 14 كيلومتر از مسير جنوب شرقي "شهرستان شَفْت" را در انتهاي جاده كوهستاني- جنگلي كه تماماً از حاشيه رودخانه "سيمينه رود" امتداد پيدا مي كند را طي نمود.
























    شاهکار معماری گیلان

    بنابه درخواست تعدادی از دوستان عزیزم و اساتید فن ، مبنی بر پست مطلبی

    در خصوص معماری گیلان و اشنا نمودن هموطنان عزیز با جاذبه های

    معماری گیلان در این پست اقدام به معرفی یکی از

    شاهکارهای معماری گیلان نمودم. بنایی که

     در رطوبت ۹۷٪ قرن هاست

    که نظاره گر ماست!

    ***************************************************************

    وجه تسمیه "قلعه رودخان"

    از انجا که این قلعه ی تاریخی در کنار رودخانه ای بنا شده به قلعه رودخان معروف است. کلمه ی رودخان مخفف رودخانه و قلعه رودخان یعنی قلعه ای که در نزدیکی رودخانه است. این قلعه در ادوار تاریخی به نام های قلعه "هزارپله" ، "حسامی" و "سکسار" نیز نامیده شده است. روستای قلعه رودخان واقع در شهرستان فومن ، قلعه ای قدیمی دارد که بنام سکسار معروف است ، در جنوب ابادی و روی کوه بنا گردیده است.

     

    ویژگی های معماری

     قلعه رودخان با مساحتی در حدود ۶/۲ هکتار ، سراسر کوه را به وسیله ی ۵۲ برج و بارو و دیواری به طول ۱۵۵۰ متر که از پستی و بلندی های کوه و عوارض طبیعی تبعیت کرده احاطه می کند. این بنا به وسیله ی سنگ و اجر ساخته شده و در بخش های اسیب پذیر و نقاط حساس ، سنگ با ملات ساروج به کار رفته است ، اما در مسیر اطاق ها ، برج ها و سقفهای گنبدی شکل از اجر ، گچ و ملات ساروج استفاده شده است . ارتفاع دیوار ها متفاوت و از ۳ تا ۱۰ متر متغییر است . و در نقاط نفوذ پذیر قلعه دیوار ها و بارو ها قطور  و ارتفاع بیشتری دارند . انتخاب مکان مناسب ، بهره گیری از مصالح مقاوم ، استفاده از شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال هندسی متنوع ، عظمت خاصی به این مجموعه داده است . فرم کلی قلعه نامنظم است و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است.

    بخش غربی و شرقی

     شامل دروازه ی ورودی ، چشمه ، حوض ، اب انبار و سردخانه ، حمام ، ابریزگاه ، شاه نشین و تعدادی واحد مسکونی که به وسیله ی برج و باروهایی محصور شده اند . قلعه کلا" دارای  دو ارگ و ۱۶ قراول خانه است. ارگ یا شه قلعه در دوطبقه و از اجر ساخته شده ، قراول خانه ها به صورت دوطبقه با نورگیر ها و روزنه های متعدد مسلط بر محیط اطراف است ، در ورودی یا دروازه قلعه ایی شمالی است و در دو طرف ان دو برج تو پر بسیار عظیم ساخته شده است که در گذشته بر بالای ان کتیبه ایی نصب شده بود ، این کتیبه در حال حاضر در موزه ی رشت نگهداری می شود . قبلا" چشمه ی ابی که منبع اصلی اب قلعه بود ، در محوطه ی قلعه دیده می شد معروف است که این اب را با گنگ (تنبوشه) از ییلاق زرد خونی اورده اند ، این چشمه پس از زلزله ی سال ۱۳۶۹ گیلان خشک شده بود که به وسیله ی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان احیا شده است.

     

     مساحت بخش شرقی کمتر از بخش غربی است . بناهای موجود در ان بیشتر جنبه ی نظامی داشته و شامل دروازه ی ورودی جداگانه با دو برج بزرگ ، زندان ، تعدادی واحد مسکونی و در اضطراری (دزد در ) است . در دیوار شمالی و جنوبی قلعه ودر فواصل نا منظم برج هایی است که بالای انها اتاق های هشت ضلعی ، از اجر ساخته شده ( دیوار های قلعه ۶۵ برج نگهبانی دارد.) و در دیوار ها ، منافذ و ترکش هایی برای دیده بانی و برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی ، تعبیه شده است . از وجوه جالب توجه در معماری قلعه رودخان ، کاربرد طاق های جناغی و انواع مختلف ان و نیز طرح های اجرکاری و سنگ چینی است که نشان از دقت نظر سازندگان ان دارد . "خودزکو" از کتیبه ای در قلعه رودخان یاد کرده که در حال حاضر وجود ندارد و "ستوده" به نقل از راهنمایان محلی معتقد است : مردی هندی سنگ کتیبه را از جایش کنده و پایین انداخته و دیگران ان را شکسته اند و پاره های ان را به دره ی مقابل درب ورودی ان انداخته اند.  قلعه رودخان به دلیل اهمیت و اعتبار تاریخی ، معماری ، هنری ، استراتژیکی ، نظامی و وسعت قابل توجه در تاریخ ۳۰/۵/۱۳۵۴ به شماره ی ۱۵۴۹/۳ در فهرست اثارملی ایران به ثبت رسیده است.

    اینم کروکی محل ----------از فومن تا قلعه

    برگرفته از وبلاگ "بام سبز"----گلشید عزیزم