معماری بومی گیلان 4) مسجد سفید ( اسپیه مزگت )
در دراز مدت عوامل مختلف انسانی و طبیعی موجب تخریب بنای " ایسپیه مزگت " شده اند، درختان جنگلی بزرگ بر بام آن رسته و ریشه های خود را میان دیوارها فرو برده و آنها را شکافته اند، رود خانه سیلابی دیناچال نیز قسمت جنوبی آن را کنده و برده است.

بارندگی و رطوبت نیز گچکاری، سفید کاری و گچ بریهای آن را فرسوده کرده و تا حدود زیادی از میان برده است، مصالح اصلی بنای این اثر تاریخی آجرهایی به ابعاد 6×23×23 سانتیمتر است و قطر دیوار آن 175 سانتیمتر است.
در کنار بنای ایسپیه مزگت در کرانه جنوبی دیناچال رود، زمین وسیعی وجود دارد که روز سیزدهم فروردین هر سال محلی برای اجتماع و تفرج تعداد زیادی از افراد محلی و مسافران نوروزی است که برای بدرکردن سیزده نوروزاز اول صبح آن روز تا غروب در این محل گرد هم می آیند. در این اجتماع، مسافران و گردشگران می توانند انواع وسایل خوراکی، صنایع دستی و ... را از فروشندگان سیار این محل تهیه کنند، همچنین چند نوع بازی توسط افراد بومی هیجان آنرا افزایش می دهد. بدون تردید ایسپیه مزگت باقیمانده یک آتشکده بزرگ در تالش است که در دوران بعد از اسلام به مسجد تبدیل شده است، رواق چهار گوش داخلی آن محل نگهداری آتش مقدس بوده و مردم برای عبادت در دهلیزهای کناری آن می ایستادند.
بنای اسپیه مزگت بدون هیچ تغییری به مسجد تبدیل شده و این در حالیست که در داخل آن محرابی وجود ندارد، این عدم تغییر و یا تخریب خود نشانی از حرمت و قداستی است که این مکان برای مراسم دینی در قبل و بعد از اسلام داشته است. شاید نمونه ای این چنین که هم ویژگی های معماری قبل و هم بعد از اسلام در یک بنا بر جای مانده باشد که در جای دیگر موجود نباشد. همین ویژگی اهمیت توجه به بازسازی آنرا بدون تغییر در استخوان بندی اولیه را دو چندان می کند.
گلچین خرداد ۸۷
سال گذشته در این نیمه از سال بیست و چهار واحد عملی داشتم که به شدت درگیرم کرد. روزا و شب هایی که عملن یکی شده بودن . گاهی از شدت سختی و فشار زیاد پروژه ها اسامی دوستانم و همین طور آدرس محل کار و خونه رو هم فراموش می کردم ، همه چیز و فقط با تکنیک " چشمی " به خاطر می آوردم. اگه قرار باشه بازهم برگردم به اون روزا هرگز این کار و تکرار نمی کنم . هرچند الان برام خاطره شده و یه جورایی دوسش دارم... با وجود اینکه همه چیز به سختی طی می شد ، اما وبلاگ نویسی رو هرگز فراموش نکردم و براش کم نذاشتم و به طور مستمر به فعالیت های مجازی هم ادامه می دادم . سعی می کردم مطالب مفیدی رو به روز کنم . در این ماه چهار پست نوشتم که هنوز هم برام تازه اس..
-
بنای مانا ، یک جمله ی زیبا از دکتر مصطفا کیانی ..
-
چند تا عکس خوب از یه ماکت برای دوستان معمارم + یه عکس که هیچ توضیحی نداره! ، اون عکسی رو که هیچ توضیحی نداشت خیلی دوست داشتم.. هنوزم برام سوال برانگیزه.
-
های تک، شخصن فکر می کنم بهترین پست در شش ماه اول فعالیت " دل خوشی " باشه . بازتاب خوبی هم داشت ... "های - تک" سبکی است اینده نگرانه و به معنای تداوم ساختمان های آهن و شیشه اما با اتکا بر فن آوری های مدرن... امیدوارم روزی در ایران هم شاهد اجرای های تک های واقعی و اصولی باشیم.
-
یک پروسه ی طراحی معماری باید چگونه باشد؟ ، ذهن فعال ، داشتن توانایی تمرکز و..
و در پایان .. روزها یکی یکی میان و میرن ، با سرعت زیاد . انقدر زیاد که حسابشون گاهی از دستم در میره . به وضوح می بینم که هیچ چیز سرجای خودش نیست . با سرعت شهاب سنگ دارم پیش می رم . هستند مواقعی که کاری از دستم برنمیاد ، فقط چشمام و می بندم که به موانع برخورد نکنم.. خب یه وقتایی به دلیل نزدیکی زیاد به موانع درست ترین عکس العمل چیزی نیست جز اینکه چشات و ببندی و به خدا توکل کنی و امیدوار باشی که اون مانع رو هم رد می کنی .. دلم می خواد به قول راننده ها دستی رو بکشم اما نمی شه ، دو دلیل داره : ۱ ) ترمز در شتاب بالا مساوی با کله پا شدن ۲) به چه امیدی؟.. به قول دکتر حامد رجائی : مدتهاست که فنجان من قهوهای ندارد...!


















خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت را ببرد . نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلگیر گردند.