انسان , طبیعت , معماری
-
در ادامه ی هر مطلب تصاویری از چیدمان داخلی چند فروشگاه را می بینیم.
ترکیب هندسه ی ۳ و ۵ در طبیعت:
در برخی میوه ها هندسه ی داخلی ۳ و هندسه ی خارجی ۵ وجود دارد. هندسه ی خارجی مضرب ۵ با گل انها و ویژگی مشترک گیاهان ، خوراکی بودن انها ، سازگار است. به نظر می رسد هندسه ی داخلی ۳ باید ریشه در ویژگی مشترک انها یعنی بیش دانه بودن انها ، داشته باشد. چرا که در همه ی انها اندام زایشی با تعداد زیاد در ۳ محور در اطراف محور اصلی چیده شده اند. معمولا" این محورها مرکب بوده و به ۶ یا ۹ محور تقسیم شده و انبوهی از بذر زایشی انها را کنار هم قرار داده اند. در بیشتر نمونه ها حجم بافت اصلی میوه نسبت به کل میوه با توجه به تعداد زیاد دانه ها و فضای مرطوب اطراف ان چندان زیاد نیست ، به خاطر همین ساختار محوری ، در بیشتر موارد شکل کلی هندسی انها کشیده و دراز است.



نحوه ی استفاده از این تناسبات در معماری:
ابتدایی ترین شیوه ی درجه بندی ، تقسیم دایره به شش قسمت بود. زیرا با شعاع دایره می توان این کار را کرد و سپس با استفاده از روشهای هندسی ان را به ۳ یا ۱۲ تقسیم و سپس به ۶۰ قسمت تقسیم نمود. این تقسیم هنوز هم در بسیاری از مسائل رایج است. مصریان باستان دستگاه اندازه گیری خود را در معماری بر این اساس تنظیم می کردند. خصوصا" اینکه عدد ۱۲ که در این نظام ایجاد می شود عددی کامل در دید انها بودو مجموع اعداد ، مثلث قائم الزاویه ی " اوسیریس" (۳،۴،۵) را ایجاد می کرد. این نظام در بین مسلمین به " نظام ستینی " مشهور است و هنوز هم ، بسیاری از حوزه ها از جمله ساعت ، نجوم و ..... به این سیستم طبقه بندی می شوند.۱
مصریان معماری خود را بر اساس نظام مقدس ۱۲ تایی شکل می دادند . البته ریشه ی ۱۲ هم به عدد ۳ می رسد . مثلث "اوسیریس" که در نزد مصریان جایگاهی مقدس داشت و " فیثاغورس" این مطلب را بعد ها از مصریان اموخت. اضلاع این مثلث با اعداد (۴،۳،۵) متناظر بودند که مجموع انها عدد ۱۲ یعنی کلید اندازه گیری مصری ها را ایجاد می کرد.۲



البته توجه به نظام ۳ در تمدنهای کهن دیگر هم نمونه هایی داشته است که " کریچلو" به برخی از انها اشاره دارد. به طورمثال در فرهنگ "ذن " ژاپنی و چین باستان مثلث نشان از سه قطب انسان ، بهشت و زمین بوده است. در هندسه ی تمثیلی هندو ، شش ضلعی به عنوان دو مثلث در هم امیخته به نام " چاکارای روشینو " خوانده می شد که یکی از انها مثلث " شیوا " و دیگری مثلث " شاکی " نامیده شده اند ۳ ، نهایتا" حضور همین مثلث را در فرهنگ یهود و مسیح و تثلیث انها می توان مشاهده کرد. مثلث های در هم امیخته ی هندو در فرهنگ یهود به عنوان " مهر حضرت داود" ، ستاره ی داوودی لقب می گیرد و مطابق تاویلات انها با شش صفت الهی یعنی قدرت ، عظمت ، عقل ، عشق ، ترحم و عدالت تناظر می یابد. نهایتا" در فرهنگ گوتیک به شکل بارزتری تثلیث پدر ، پسر و روح القدس به عرصه ی هندسه و معماری راه پیدا می کند۴ .
برخی از صاحب نظران از ان جمله " دکتر پیرنیا و دکتر لطیف ابوالقاسمی " نمونه های از نظام ستینی را در معماری سنتی ایران هم نشان داده اند. "پیر نیا" ان را " نسبت طلایی ایرانی " نام نهاده است. این نسبت به کرات در بناها و مساجد ایرانی یافت می شود و نمونه ی ان نیز نمای مسجد شیخ لطف لله می باشد.ظاهرا" مطابق مباحث مرحوم پیرنیا اساس توجه به نظام ۳ و ۶ ، بحث اقلیم و جهت گیری نسبت به ان است که او با اصطلاح سنتی "رون"۵ بیان می کند.



به نظر او: معماران ایرانی برای تعیین جهت قرار گرفتن خانه یا رون ان ، از شکل شش ضلعی استفاده می کردند . شش ضلعی شکلی ست که چون در ساخت ان از مثلث متساوی الاضلاع استفاده می شود ، نمی توان ان را اشتباه کشید. خانه ی زنبور عسل هم به همین شکل است. در هنر هایی مثل خاتم،فرش کف امام زاده ها و خانه ها و نیز در بدست اوردن تناسبات طلایی از این شکل استفاده می شده است.این به ان جهت است که مستطیلی که در داخل یک شش ضلعی منتظم ایجاد می شود، یک مستطیل با تناسبات طلایی است. یعنی نسبت اضلاع ان ۶۶/۱ خواهد بود.
همین مسئله را "ابولقاسمی" نیز مورد تاکید قرار داده است. به عقیده ی او: هندسه ی معماری اسلامی و خصوصا" ، " میانسرا " ی ان با استفاده از تناسب طلایی ایرانی ، به وسیله ی جهت یابی خاصی توسط ترسیم مستطیل های محاط در شش ضلعی فوق دنبال می شده است ۶ .
۱:مولوی ، پژوهشی در هندسه ی معماری اسلامی ، مرکز تحقیقات مسکن.
۲:السعید ، نقش های هندسی در هنر اسلامی ، ترجمه ی مسعود رجب نیا ، انتشارات سروش
۳:نوایی و حاج قاسمی ، پژوهشی به نام خشت و خیال ، دانشگاه شهید بهشتی
۴:همان منبع.
۵:واژه " رون " که توسط استاد پیرنیا برابر با واژه ی " جهت " بسیار مطرح شده است. در دهخدا به معنی "سبب ، دلیل و باعث" امده است که منظور ایشان دلیل جهت یابی اقلیمی بناست.
۶:ابوالقاسمی،لطیف، هنجار شکل یابی معماری اسلامی ایران ، مجموعه ی مقالات معماری ایرانی





خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت را ببرد . نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلگیر گردند.